آسیب شناسی پژوهش در ایران
یکی از عوامل پیشبرد علم، پژوهش است. علم با ایجاد تخصص در حوزههای مختلف، پژوهشها را ساماندهی میکند. پژوهش در هر یک از این حوزههای تخصصی، در مجموع یک علم را ایجاد کرده و پیش میبرد. هرچه سطح این علوم تخصصی تر شود، پژوهش نیز تخصصی تر شده و علم را در ابعاد گسترده تری به پیش میراند.
به نظر میرسد در حال حاضر در ایران پژوهش کارکرد اصلی خود را از دست داده است. اگر در ایران پژوهش، کار خود را به خوبی انجام میداد از دو حال خارج نبود. یا تا کنون به علم بومی رسیده بودیم و یا علم غربی را گسترش داده و جایگاهی بالا در ایجاد علم جدید در جهان داشتیم. هیچ کدام از این دو اتفاق نیفتاده است. البته در عدم ایجاد این دو اتفاق، عوامل بسیاری درگیرند اما پژوهش یکی از مهمترین این عوامل است. در این نوشتار به آسیب شناسی پژوهش در ایران خواهیم پرداخت.
1- اولین قدم برای طرح یک پژوهش، بیان مسئله و تنظیم سوالات و در برخی از انواع پژوهشها فرضیه ها است. این مرحله، یکی از مراحلی اصلی در پژوهش است. در این مرحله افراد بر اساس سوالات ذهنی خود، مسئله ای را انتخاب کرده و در رابطه با آن پژوهش میکنند. یکی از آسیبهای این حوزه، طرح مسائل غیر بومی است. با نگاهی به پایاننامه ها در دانشگاههای مختلف، موضوعاتی دیده میشود که باری از دوش مسائل موجود در کشور برنمیدارد. در برخی موارد این موضوعات بسیار نظری است. در برخی موارد مسائلی است که بیش از آنکه جامعۀ ایران با آن مواجه باشد، جوامع دیگر با آن مواجه است. در موارد دیگر ممکن است مسئله در ایران وجود داشته باشد اما جزء موضوعات اولویتداری نباشد که در حال حاضر ذهن اندیشمندان و سیاستگزاران کشور را به خود مشغول داشته است.
انتخاب موضوعات غیر بومی دلایل گوناگونی میتواند داشته باشد. یکی از این دلایل این است که خود دانشجویان معمولا افراد دغدغه مندی نیستند. افرادی نیستند که سوالات بسیاری در ذهن داشته باشند و اصلا به خاطر آن سوالات علم بیاموزند. افرادی نیستند که وقتی سر کلاس نشسته اند، محتوی کلاس را به واقعیت عینی جامعۀ خود تطبیق دهند و اگر تناقضی دیدند، برآشوبند. افرادی نیستند که به مسائل و مشکلات فکر کنند و سعی کنند آن مسائل را رفع کنند. بسیاری از دانشجویان، مهمترین مشکلشان هنگام تعیین موضوع برای پایاننامه این است که موضوعی در ذهن ندارند. و این یعنی فاجعه. یعنی یک ذهن خالی که به هیچ چیز فکر نکرده است و در هنگام قرار گرفتن در این مرحله که باید انتخاب موضوع کند، به دنبال این استاد و آن دانشجو میگردد که به او موضوع پیشنهاد دهند. موضوع باید از عینیات جامعه و از دریچۀ ذهنیات دانشجو بجوشد. سوالی باشد که سالها با آن درگیر بوده است. در برخی موارد از سالهای اولیۀ دبیرستان. اما دانشجویانی که هدف از درس خواندن را نمیدانند به تبع دغدغه هم ندارند، و پیرو آن سوالی هم ندارند. و البته این مسئله به دلیل عدم داشتن مسئولیت در قبال خود، خانواده، جامعه، کشور و حتی جهان است. فردی که خود را مسئول نداند، دربارۀ مسائل جهان با بیتفاوتی میگذرد و برای خود هیچ بار مسئولیتی قائل نمیشود. هر دانشجو اگر در زندگی، ماموریتی برای خود قائل باشد، به اطرافش توجه میکند، دغدغه هایش را میشناسد و سوالاتش را در پژوهش پاسخ میدهد. این پاسخها میشود قطعه ای کوچک از پازلی بزرگ از مسائل کشور که یک دانشجو آن را حل کرده است.
دومین دلیل برای غیر بومی بودن مسائل، محدودیتهایی است که رشته های تخصصی برای دانشجو ایجاد میکند. گاهی اوقات، مسائل کشور، در قالب یک رشتۀ تخصصی نمی گنجد و لازم است خارج از رشته های مرزبندیشدۀ دانشگاهی به آن پرداخت. یعنی چند تخصص در حل آن مسئله باید درگیر باشد. اما از آنجا که رشتۀ تخصصی دانشجو را در یک رشتۀ خاص نگه میدارد و اجازۀ انتخاب موضوعی کلان را نمیدهد و از آنجا که پایاننامه نمیتواند گروهی باشد و باید به صورت فردی انجام شود؛ دانشجو باید موضوعی انتخاب کند که در رشتۀ تخصصی خود بگنجد. بنابراین در فضای آکادمیک هیچ مسئلۀ میان رشته ای حل نمیشود. در حالیکه بسیاری از مسائل اولویتدار جامعه، میان رشتهای است و لازم است یک گروه پژوهشی با تخصصهای مختلف روی آن کار کنند. این میشود که موضوعات انتخابی معمولا به دور از دغدغۀ دانشجو و فضای جامعه است.
دومین محدودیت در طرح مسائل، عدم تخصص اساتید راهنما است. استاد راهنما عامل مهمی در پیشبرد کار پایاننامه است. به طور معمول دانشجو باید موضوعاتی را انتخاب کند که استاد راهنما در آن تبحر دارد. از این طریق است که دانشجو میتواند پایاننامۀ قابل قبولی ارائه دهد. اما به دلیل تعداد محدود اساتید در گروههای آموزشی در دانشگاهها و قوانین غیرقابل انعطاف برای انتخاب استاد راهنما و مشاور از خارج دانشگاه و البته به دلیل برخی منافع مادی و غیرمادی برای گروه و اساتید، دانشجو مجبور میشود مسائل و مشکلات خود را کنار گذاشته و بر اساس حوزۀ تخصصی استادهای موجود در دانشگاه، موضوعات خود را انتخاب کند.
2- مرحلۀ دوم برای انجام یک پژوهش،برسی متون در بارۀ موضوع مورد نظر است. علم از انباشت تجربه به دست میآید. با بررسی تجربه های گذشته در باب یک موضوع میتوان به پاسخی جدید دربارۀ موضوع و مسئله نوظهور رسید. پس این مرحله نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است. متاسفانه در حال حاضر در ایران هیچ مرکز مشخصی برای دسترسی به تمامی پژوهش های انجام شده در یک حوزه وجود ندارد. مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، مسئول اصلی جمع آوری پژوهشها است. اما در این سایت تنها میتوان چکیده هایی از پایاننامه ها آن هم نه همۀ پایاننامه ها از جمله پایاننامه های جدید و در برخی موارد فقط عنوان پایاننامه را بدست آورد. خوشبختانه برخی سایتها به جمع آوری مقالاتی در حوزه های مختلف اقدام کرده اند اما این سایتها نیز مشکلاتی از قبیل محدودیت منابع یا نداشتن قابلیت سرچ های پیشرفته دارند. برای آنکه دانشجو بخواهد به بررسی متون در باره موضوع پژوهش بپردازد لازم است کیلومترها در دانشگاهها و مراکز مختلف بچرخد تا بتواند پیشینۀ موضوع خود را پیدا کند.
مشکل دیگر تهیۀ بررسی متون، دسترسی دشوار است. یکی از این دشواریها تمرکز دانشگاهها و مراکز پژوهشی در تهران است. بنابراین دانشجویان شهرستانی، دشواریهای زیادی برای دسترسی به این منابع دارند. اگر دانشجو به تهران بیاید نیز دسترسی به این منابع به سادگی ممکن نیست. در برخی دانشگاهها امکان استفاده از پایاننامه ها برای افراد خارج از دانشگاه میسر نیست و در برخی دانشگاهها قوانین سخت و دست و پا گیری وجود دارد.
مسئلۀ بعدی در تهیۀ بررسی متون، این است که مراکز پژوهشی، پژوهشهای خود را در اختیار دانشجویان نمی گذارند. به نظر میرسد این پژوهشها برای این انجام شده است که کسی از آنها استفاده نکند! اگر پژوهش با ارزشی در پژوهشگاهی انجام شده باشد، در کتابخانه ها یا کنج قفسه ها خاک میخورد و افراد خارج از پژوهشگاه به مثابه دزدانی تلقی میشوند که قصد دستبرد به این منابع و داده های ارزشمند را دارند. این مسئله دربارۀ پژوهشهای انجام شده توسط مراکز دولتی قابل توجه تر است.
برای تهیۀ بررسی متون نه تنها نباید این موانع وجود داشته باشد بلکه دسترسی باید هرچه بیشتر تسهیل شود. مثلا مرکزی وجود داشته باشد که تمامی مقالات و پژوهشهای علمی دربارۀ موضوعات مختلف و در حوزه های مختلف را در اختیار داشته باشد. از طریق سرچ اینترنتی بتوان به این منابع دست یافت و متن کامل مقالات و پایاننامه ها را دریافت کرد و حتی این متون قابلیت کپی داشته باشد؛ تا زمان دانشجو صرف بازنویسی متونی نشود که یک بار نوشته شده است. اگر ترس از دزدی پایاننامه و این گونه مسائل نیز وجود دارد، تاسیس چنین مرکزی خود، راه حل رفع این سرقت های علمی است. با در اختیار داشتن تمامی منابع میتوان فهمید کسی سرقت علمی داشته است یا نه.
3- رشد چاپ مقاله در ایران عمدتاً در رشتههای فنی و کشاورزی و پزشکی بوده است و در زمینهی مسائل بنیادی و انسانی و در جهت مسائل و مشکلات جامعه یا تبدیل علم در این حوزهها به ثروت یا کارآفرینی، موفقیت چشمگیری حاصل نشده است. مثلاً در حوزهی فلسفه، در فاصله سالهای 2006 تا 2011، آمریکا در جایگاه اول و چین در رتبهی 14 قرار دارد و رتبههای کشورهای آسیایی دیگر به این ترتیب است: ژاپن 30، ترکیه 37 و ایران 45.
همچنین با بررسی تفکیکشدهی رشتههای مختلف در آمار، ایران در بین رشتههای مهندسی شیمی، مهندسی مکانیک، مهندسی الکترونیک، روانشناسی، علوم اجتماعی و فلسفه، به ترتیب دارای رتبههای 22، 23، 29، 41، 43 و 45 است. با نگاهی به این آمار میتوان دریافت که ایران در رشتههای فنی دارای وضعیت بهتری است، ولی در رشتههای علوم انسانی جایگاه خوبی ندارد. لذا این سؤال اساسی وجود دارد که چرا جایگاه علمی ایران بین علوم انسانی و علوم فنی این قدر متفاوت است؟
بنابراین لازم است سیاستگذاران به ارزش و نقش علوم انسانی در توسعه و پیشرفت اقتصادی پی ببرند و آن را مورد توجه کافی قرار دهند. همچنین باید دانشگاهیان با عبور از مرحلهی ترجمه، با پرورش تواناییهای خود، به مرحلهی نقد علوم انسانی روز وارد شوند تا زمینه برای تأسیس مبانی بومی این علوم و کاربردهای مؤثر آن در جامعه، فرهنگ و اقتصاد ایران نمایان شود. در این صورت است که میتوان به توسعهی پایدار و متوازن در تمام رشتهها و علوم امیدوار بود.
4- توجه به کمیّت و غفلت از کیفیت و نیازهای کشور
گاهی در اعلام نتایج سنجش نوع و کیفیت فعالیتهای علمی بر پایهی آمارهای علمسنجی، فقط به تعداد مقالات نمایهشده و انتشار آنها توجه میشود و جالبتر اینکه در ملاکهای سنجش برای افراد (به ویژه اعضای هیئت علمی) نیز همین ملاک (تعداد مقالات نمایهشده) مورد توجه قرار میگیرد. این در حالی است که بسیاری از فعالیتهای پژوهشی از نوع چاپ مقاله نیستند، توسعهی آزمایشگاهها، انجام بسیاری از فعالیتهای توسعهی فناوری، ایجاد رصدخانههای علمی مختلف، توسعهی تجهیزات و... از دسته فعالیتهایی هستند که به سختی قابل انتشار به صورت مقاله هستند. همچنین در همهی کشورها، بعضی از پژوهشهای استراتژیک در قالب پروژههای محرمانه انجام میشوند که هرگز قابل انتشار عمومی نیستند و در ژورنالها هم منتشر نمیشوند. در بعضی از پژوهشهای دیگر، ایدهها و فرآیند پژوهش تا تبدیل به مقاله شود، گاهی بیش از یک دهه طول میکشد.
تعداد مقالات علمی، شاخصی است که حاکی از رشد کمّی پژوهش و تحقیقات در فضای دانشگاهی است. برای به دست آوردن تصویری جامع از توان علمی یک کشور، باید کیفیت پژوهش و تطبیق آن با نیازها را هم مورد توجه قرار داد. لذا نکتهی اصلی و اساسی این است که همزمان با رشد کمّی ارائهی مقاله از سوی دانشپژوهان ایرانی، باید استفادهی داخلی از این مقالهها نیز وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، باید مقالههای علمی بتوانند راهی به سوی رشد جامعه در زمینههای صنعتی و غیرصنعتی نیز باز کنند. مقالهای که در یک نشریهی علمی چاپ شود و سپس به بایگانی کتابخانههای مختلف راه یابد، حتی اگر در معتبرترین نشریههای علمی جهان منتشر شود و جزء فهرست بهترین مقالههای علمی جهان قرار بگیرد، اما هیچ فایدهی دیگری برای کشور نداشته باشد، نمیتواند افتخار قابل توجهی برای عرصهی علمی کشور باشد؛ چون در عمل، فقط برای بالا بردن عدد و رقم مقالههای انتشاریافته به نگارش درآمده است.
باید تحقیق رادر کشور اولاً با توجه به نیازهاى آن، هدفدار کنیم؛ یعنى ببینیم واقعاً کشور به چه احتیاج دارد و پژوهشها را در جهت نیازهاى کشور قرار بدهیم و این لازمهاش این است که ما بانک اطلاعات و مرکزى داشته باشیم. همه بدانند چه لازم است، چه انجام شده است و چه لازم است براى تکمیل یک پژوهش، تا بتواند این قطعات گوناگون در کنار هم جمع بشود. ما باید نظام اعطاى امتیازات علمى را در دانشگاه تطبیق کنیم با این چیزها. والّا صرف اینکه مثلاً یک مقاله در یک مجلهى ISI منتشر کرده یا چه تعداد مقاله منتشر کرده، کافى نیست؛ یعنى محقق و پژوهشگر ما نباید براى کسب رتبهى علمى به دنبال این باشد که مقالهاى را تهیه و تولید کند که براى کشور هیچ فایدهاى ندارد و هیچ خلأیى از خلأهاى پژوهشى کشور را پر نمیکند. بله، آن کسى که آن را در مجله چاپ میکند، ممکن است برایش مفید باشد یا براى کس دیگرى و جاى دیگرى مفید باشد؛ اما براى کشور مفید نیست. این کار را مىکند صرفاً براى اینکه رتبهى علمى به دست آورد. نظام اعطاى امتیازات علمى و آییننامههایى که در این زمینه هست، باید تطبیق کند با همین مطلب که کدام تحقیق منطبق است با نیاز کشور و کدام تحقیق، تکمیلکنندهى یک زنجیرهى تحقیق و پژوهش است .
5- لزوم نظارت دقیق و سختگیریهای منطقی در فرآیند داوری
بدون تردید حضور مقالههایی از فعالان عرصهی علم ایران در معتبرترین نشریههای علمی جهان بسیار مهم است. هر اندازه تعداد این مقالهها بیشتر باشد، به همان نسبت، اعتبار علمی ایران افزایش مییابد؛ ولی نکتهای که ممکن است ذهن را آزار بدهد این است که تعداد قابل توجهی شرکت وجود دارند که دربارهی دادن موضوع، نگارش و حتی قبول مسئولیت چاپ در نشریههای مورد توجه ISI اعلام آمادگی میکنند. از این دست تبلیغات را به آسانی میتوان در برخی میادین شهر پیدا کرد. در اینترنت هم از این تبلیغات بسیار است. این نوع شرکتها سفارش انجام پایاننامه، سفارش نوشتن مقالهی ISI و سفارش پروپوزال و موضوع را انجام میدهند. همچنین برخی از این شرکتها زمان مشخصی برای خدماتشان نیز اعلام میکنند. مدت زمان مورد نیاز برای نوشتن مقالهی ISIیک تا سه هفته، پذیرش دو تا شش هفته پس از ارسال و چاپ مقالهی ISIیک تا دو ماه پس از پذیرش است.
لذا یکی از مهمترین آسیبها در این زمینه توسعهی بعضی تقلبها و کپیکاریها در انتشار مقالات است که البته صرفاً مربوط به ایران هم نیست. این کار چنانچه بدون نظارت دقیق و سختگیریهای منطقی از نظر فرآیند داوری همراه نشود، عملاً امکان و زمینهی کپیکاری را بیشتر نیز میکند. کپی و تقلب نه فقط در مقاله و کتاب، بلکه متأسفانه در بعضی موارد در پایاننامهها (به ویژه پایاننامههای کارشناسی ارشد) نیز گزارش شده است (که بخشی از تولیدات پایهی علمی هر کشور را تشکیل میدهند). این روند تا حد زیادی کیفیت زحمتکشان و محققان برجستهی کشور را هم زیر سؤال میبرد.
ارتباط بین شاخص تعداد مقالات علمی و جایگاه اقتصادی، موضوع بسیار مهمی است. زمانی میتوان بر اساس جایگاه علمی یک کشور، حکم به پیشرفت اقتصادی آن داد که بین دانشگاه، به عنوان موتور تولید دانش و صنعت، به عنوان چرخهای اقتصادی، ارتباط معقولی وجود داشته باشد. متأسفانه رابطهای ارگانیک میان دانشگاه و صنعت خودی برقرار نیست. به همین دلیل، موضوع اکثر مقالات علمی و پژوهشی منتشرشده توسط دانشجویان ایرانی، مسائل مورد علاقه در فضای آکادمیک کشورهای پیشرفته است و با سطح نیازها و مشکلات صنایع ایران همخوانی ندارد.در این شرایط، عملاً تلاش پژوهشگران ایرانی منجر به روان شدن حرکت چرخهای صنعت در کشورهای توسعهیافته میشود.
پژوهش باید سمتوسوى پرداختن به نیازهاى کشور را پیدا کند؛ یعنى حقیقتاً پژوهشهایى بکنیم که مورد نیاز ماست. ما ملاک پیشرفت علمىمان را درج مقالات در مجلات ISI نباید قرار بدهیم. ما نمىدانیم آنچه که پیشنهاد مىشود، تشویق مىشود، برایش، آن مقالهنویس احترام مىشود، دقیقاً همان چیزى باشد که کشور ما به آن احتیاج دارد. ما خودمان باید مشخص کنیم که دربارهى چى مقاله مىنویسیم، دربارهى چى تحقیق مىکنیم. البته انعکاس در مجامع جهانى لازم است، ضرورى است و انعکاس هم پیدا خواهد کرد. مقصود این است که ما پژوهش را تابع نیاز خودمان قرار بدهیم .



صادق يوسف نژاد